تبلیغات
تاریخچه جهان - تاریخچه شهر تهران
آیا از تاریخ درس میگیرید؟
تاریخ : pourrashidi
نویسنده : چهارشنبه 13 مرداد 1389

پیشینه تهران

تهران در گذشته از روستاهای ری بوده و ری که در تقاطع محورهای قم، خراسان، مازندران، قزوین، گیلان و ساوه واقع شده به سبب مرکزیت مهم سیاسی، بازرگانی، اداری و مذهبی از قدیم مورد نظر بوده و مدعیان همواره این مرکز راهبردی را مورد تهاجم و حمله قرار می‌داده‌اند.

روستای تهران به واسطه برخورداری از مغاک‌ها و حفره‌های زیر زمینی و مواضع طبیعی فراوان و دشواری نفوذ در آنها پناهگاه خوبی برای دولتمردان و دیگر اشخاصی بوده که احتمالاً مورد تعقیب مدعیان قرار داشته‌اند.

پیشینه تهران

تهران در گذشته از روستاهای ری بوده و ری که در تقاطع محورهای قم، خراسان، مازندران، قزوین، گیلان و ساوه واقع شده به سبب مرکزیت مهم سیاسی، بازرگانی، اداری و مذهبی از قدیم مورد نظر بوده و مدعیان همواره این مرکز راهبردی را مورد تهاجم و حمله قرار می‌داده‌اند.

روستای تهران به واسطه برخورداری از مغاک‌ها و حفره‌های زیر زمینی و مواضع طبیعی فراوان و دشواری نفوذ در آنها پناهگاه خوبی برای دولتمردان و دیگر اشخاصی بوده که احتمالاً مورد تعقیب مدعیان قرار داشته‌اند.

از سوی دیگر، کاروان‌های بزرگی که از محورهای مورد بحث عبور می‌کردند شکارهای سودمندی بودند و اغلب مورد حمله چپاول مردم بومی واقع می‌شدند. روستای تهران در واقع کانون چپاولگران و نهانگاه کالاهای دزدیده‌شده بود و این وضع تا زمان شاه تهماسب صفوی که قزوین را به عنوان پایتخت خود انتخاب نمود ادامه داشت.

تهران در برابر حملهٔ افغان‌ها (پشتون‌ها) ایستادگی زیادی کرد و به همین خاطر آن‌ها پس از تصرف تهران این شهر را ویران کردند و باغ‌ها و تاکستان‌های آن را از میان بردند.[۱] در زمان نادرشاه تهران دوباره نام و نشانی یافت و در همین شهر بود که نادرشاه رهبران بزرگ شیعه و سنی را گرد هم آورد و پیشنهاد اتحاد اسلامی و رفع اختلاف‌ها را به آن‌ها داد.[۲]

 پیشرفت

به عبارتی دیگر تهران ترقی و حرکت سریع خود به سوی پیشرفت را از سال انتقال پایتخت به قزوین آغاز کرد و شاه تهماسب صفوی به دلیل آنکه سید حمزه، جد اعلای صفویه در شهر ری و در جوار مرقد حضرت عبدالعظیم مدفون بود گاه به زیارت می‌رفت. او با افزایش رفت و آمدهایش دستور داد پیرامون آن باروی محکمی برای وی بسازند. همچنین دستور داد بناهای جدید بسازند که درسال ۹۷۱ ﻫ- ق با ایجاد ۱۱۴ برج (به تعداد سوره‌های قرآن) در تهرن آغاز شد و وی دستور داد در زیر هر برج یکی از سوره‌های قرآن را دفن کنند.

حصاری که دور تهران کشیده شد شش هزار قدم طول داشت و برای ساختمان آن و برج‌هایش از دو نقطه خاکبرداری کردند که بعدها یکی از دو محل به «چاله‌میدان» و دیگری به «چاله‌حصار» معروف شد.

پس از انقراض صفویه، نادر شاه افشار در سال ۱۱۵۴ ﻫ- ق تهران را به رسم تیول به پسر خود رضا قلی داد و پس از افشاریه، کریم خان زند به علت درگیری و نزاع با آغا محمد خان قاجار و از آنجا که تهران در نزدیکی طبرستان (یعنی مقر اصلی آغا محمدخان) قرار داشت صلاح خود را در اقامت در تهران دید.

تهران دارالخلافه شد

بعد از مرگ کریمخان زند، آغا محمد خان قاجار در سال ۱۲۰۰ ﻫ- ق در اول فروردین بر تخت سلطنت نشت و تهران را به‌عنوان پایتخت برگزید و «دارالخلافه» نامید.


انتخاب تهران به عنوان پایتخت از سوی خان قاجار چند علت داشته که مهم‌ترین آنها نزدیکی به اراضی حاصل خیز ورامین و مجاورت آن با محل استقرار ایلات ساوجبلاغ بوده‌است، مضافا ایلات غرب ساکن در ورامین، یعنی هواخواهان وی در حوالی تهران اقامت داشتند و جز این، تهران با استرآباد و مازندران که در حقیقت ستاد اصلی نیروهایش بود فاصله چندانی نداشته‌است.

در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار بر اثر موج حرکت ایران به سوی غرب، تهران بیش از پیش آباد گردید. از جمعیت تهران در دوره فتحعلی شاه اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی به طوری که در کتاب جام جم معتمدالدوله فرهاد میرزا آمده‌است جمعیت تهران در زمان ناصرالدین شاه، صد و پنجاه هزار نفر رسیده بود.

ناصر الدین شاه دو نفر را مامور کرد که محدوده و نقشه‌ای برای پایتخت در نظر بگیرند و با وسعت بیشتری به حفر خندق‌های جدیدی در اطراف تهران بپردازند.

 دروازه‌ها و محلات تهران

ساختمان حصار و حفر خندق‌های جدید تهران قریب به ده سال طول کشید و شهر تهران چندین برابر توسعه یافت و مساحت آن به سه فرسخ و نیم رسید و از طریق ۱۲ دروازه به محیط بیرون خود ارتباط یافت. این دروازه‌ها که هم اینک نیز، اگر چه ساختمان آنها از بین رفته، اما اسمشان باقی است. عبارت‌اند از:

  • دروازه‌های دولت، یوسف آباد و شمیران (در شمال شهر)
  • دروازه‌های خراسان، دولاب و دوشان تپه (در شرق شهر)
  • دروازه‌های باغشاه، قزوین و گمرک (در غرب شهر)
  • دروازه‌های غار، رباط کریم و حضرت عبدالعظیم (در جنوب شهر)

در واقع حدود جغرافیایی تهران به شرح ذیل بود:

شمال: طول خیابان انقلاب فعلی، از حدود پیچ شمیران تا کمی بعد از چهار راه کالج که به شکل مایل به طرف غرب و خیابان سی متری (کارگر کنونی) امتداد داشت. غرب: از حدود چهار راه جمهوری کنونی تا حوالی میدان گمرک جنوب: خیابان شوش، از حدود میدان راه آهن تا حوالی میدان گمرک. شرق: خیابان شهباز(۱۷ شهریور فعلی) تا بعد از میدان شهدای کنونی.


و محلاتی که در داخل این محدوده قرار داشتند و هنوز بسیاری از آنها با همان اسم و رسم قدیم وجود دارند. محله دولت که به دلیل نزدیکی با کاخ‌های سلطنتی به این نام خوانده می‌شد، خیابان‌ها و محله های لاله‌زار، خیابان شاه‌آباد،چهار راه سید علی، خیابان اسلامبول، خیابان علاء‌الدوله، (فردوسی)، خیابان لختی (سعدی)، خیابان واگن‌خانه ،(خیابان اکباتان) عین الدوله، دوشان‌تپه، (ژاله)، نظامیه (بهارستان) و دروازه شمیران را شامل بود.

محله عودلاجان (اودلاجان) تشکیل می‌شد از خیابان جلیل آباد (خیام) کاخ گلستان تا ناصریه (ناصر خسرو) و حدود مسجد شاه و شمال بوذرجمهری شرقی و پامنار و جنوب خیابان چراغ برق (امیر کبیر) و میدان توپخانه، که محله کلیمیان و و زرتشتیان مقیم تهران بوده‌است.

محله سنگلج که بخش اعظم و عمده آن را امروزه پارک شهر تشکیل می‌دهد، در گذشته یکی از مراکز مهم سیاسی بود و با اینکه در حال حاضر تقریباً از بین رفته ولی هنوز اشتهار تاریخی خود را از دست نداده.

چاله حصار یکی دیگر از محلات جنوب تهران بود که چون آن را خاکبرداری و خاکش را به مصرف حصار کشی تهران رسانده بودند، مقدار زیادی چاله گود مانند داشت، بعدها برای تخلیه زباله‌های شهر از آنجا استفاده می‌کردند.

چاله میدان نیز که قبلا در دوره صفویه خاک آن را به مصرف حصارکشی تهران رسانده بودند، وضعی تقریباً مشابه چاله حصار داشت و محل تخیله زباله تهران به حساب می‌آمد، این محله محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مال فروش‌ها، میدان امین السلطان، گمرک، خانی آباد، دروازه غار و پاقاپوق (اعدام) بود.

 ترابری

 نخستین خودرو تهران

به دنبال کالسکه‌هایی که با بخار و آتش حرکت می‌کردند اولین اتومبیل‌هایی که به ایران وارد شد. سواری‌های فورد کروکی کلاچی با لاستیک توپر بود. اتومبیل‌هایی نیز شبیه وانت امروزی وارد تهران شد که به آنها ماشین لاری می‌گفتند و همچنین اتومبیل‌های دورسیمی که برای حمل بار و مسافر می‌آمدند. به هر جهت نخستین اتومبیل در زمان مظفرالدین شاه وارد تهران گردید.

نخستین خط آهن (ماشین دودی)

نخستین خط آهن ایران، خط آهن تهران به شهرری بود که در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی و ۱۸۸۳ میلادی امتیاز آن را یک نفر مهندس فرانسوی به نام مسیوبواتان از ناصرالدین شاه گرفت. ماشین‌های که در این خط به کار افتادند نام ترن نداشتند بلکه در دارالخائفه آنهار را ماشین دودی می‌گفتند.

 دلیجان

دلیجان کالسکه‌ای هشت نفره بود با اطاق و پشتی باربنددار با دور چرخ‌هایی از آهن که از درشکه و کالسکه که چرخ‌هایش رزین دار، سخت تر و از گاری فنر نداشت راحت تر بود.

کجاوه، پالکی و هودج

سه وسیله نقلیه ساخته شده از چوب بودند که بر روی قاطر، الاغ، اسب و یا شتر حمل می‌کردید هر کجاوه و پالکی و هودج فقط جای یک نفر بود و بر مرکب از هر نوع دو تا از این جایگاهها قرار می‌گرفت که تعادل آن برقرار گردد.

 واگن اسبی

واگن اسبی به وسیله دو یا چهار اسب بر روی ریل حرکت می‌کرد و تقریباٌ بیشتر خیابان‌های اصلی شهر را به هم وصل می‌کرد. این واگن یا تراموای، دارای چند قسمت بود. قسمت اول محوطه کوچکی بود مخصوص فرار گرفتن سورچی و قسمت‌های دیگر اختصاص به مسافرانی داشت که بر روی نیمکت‌هایی که در دو طرف واگن‌ها تعبیه شده بود، قرار می‌گرفتند. خطوط مختلف واگن اسبی در خیابان‌ها به قرار زیر بود: اول، خط بازار که تا آخر خیابان لاله زار نزدیک خیابان رفاهی رفت و آمد می‌کرد. دوم، خط خیابان شاهزاده عبدالعظیم که از بازار به راه می‌افتاد و خیابان ناصریه و خیابان ناصریه و خیابان چراغ گاز را طی می‌کرد و از خیابان ری می‌گذشت و به کار ماشین دودی می‌رسید. سوم، خط باغ شاه که از بازار حرکت می‌اکرد و بعد از شش دو راهی به دروازه باغشاه می‌رسید.

 رسوم سنتی و باورها

 عید نوروز از جنبه دینی و اسلامی

نوروز پس از اسلام از احترام خاصی برخوردار بوده و روایاتی در این مورد وجود دارد. مرحوم علامه مجلسی از امام جعفر صادق نقل می‌کند که فرمودند : در این روز (نوروز) کشتی حضرت نوح بعد از طوفان بر کوه جودی قرار گرفت. در این روز فرشته وحی بر حضرت رسول (ص) نازل شد و پیام پیامبری بدو داد (عید مبعث) این روزی است که پیامبر اسلام (ص) بت‌های کفار قریش را در مکه شکست و روزی که حضرت ابراهیم نیز بت‌های کافران را شکست. همان روزی است که حضرت رسول (ص) در بین ملکه و مدینه صحابه را به دور خود جمع کرد و به آنها مسأله جانشینی علی را بعد از خویش ابلاغ نمود (عید غدیر). باز در همین روز بود که حضرت رسول (ص) علی را فرستاد به وادی جنیان که از ایشان بیعت از برای او بگیرد. در این روز بعد از کشته شدن عثمان، مردم با علی بیعت کردند و بدین سان خلافت به علی بازگشت. امام جعفر صادق به یکی از صحابه خود می‌فرمایند : این روز را عجمان حفظ کردند و حرمت آن را رعایت کردند و شما را عریان آن را ضایع کردید و باز بدو فرمودند : در این روز غسل بکن و پاکیزه ترین و بهترین جامعه خویش را بپوش و با بهترین بوها خود را خوشبو ساز.

 نوروز و پاشیدن آب به یکدیگر

در گذشته رسم بر این بود که در روز نوروز مردمان به یکدیگر آب می‌پاشیدند و شادمانی می‌کردند. ابوریحان بیرونی در این مورد می‌گوید : سلیمان باد را امر کرد که او را با وسیله آسمان پیمایش، پرواز دهد در این هنگام پرستویی پیش آمده و بدو گفت : در این آسمان از برای من کاشانه‌ای است چند تخم در آن که امید من است. از آنسوتر رو که کاشانه مرا در هم مشکنی سلیمان خواهش او را پذیرفته و مسیر خود را کج کرد و از سوی دیگر رفت چون این کرد پرستو برای قدردانی، از جایی مقداری آب آورد و بر روی سلیمان پاشید و یک ران ملخ نیز بدو داد. این ماجرا به روز نوروز اتفاق افتاد و همین شد سرآغازی برای به وجود آمدن این رسم که به هنگام نوروز مردمان به روی یکدیگر آب پاشیده و هدیه‌ها رد و بدل کنند در مورد فلسفه پاشیدن آب به یکدیگر در روز نوروز در گذشته، مرحوم مجلسی از امام جعفر صادق (ع) نقل می‌کند که : و این روزی است که خدا حیات بخشد چندین هزار کس را که از مرگ گریختند یعنی از طاعون و به یک دفعه خداوند قهار ایشان را می‌راند پس بعد از مدت‌ها که استخوان شده بودند پیغمبری از پیغمبران خدا بر آن استخوان‌ها گذشت و از پروردگار خود سوال کرد که به او بنماید که چگونه این استخوان‌های پوسیده را زنده می‌گرداند. پس خدا وحی فرستاد به سوی او که آب بریزد بر استخوان‌های آنها در همان جاهای خود که هستند پس چنین کرد و همه به قدرت الهی زنده شدند و به این سبب سنت شد که آب بر یکدیگر بریزند و در این روز غسل کنند. در مقابل این روایات ایرانیان نیز داستانی کهن دارند که از این قرار است : نخستین کسی که پیش از مسیح در گهواره سخت گفت «زو» از سلاطین پیشدادی ایران بود. در این هنگام قحطی و خشکی فراگیر بود و مردم در عسر به سر می‌بردند. و به همین خاطر «زو» در گاهواره به سخن آمده و از خداوند درخواست کرد که به مردم رحمت آورد. پس از درخواست وی باران بسیار فرود آمد و مردم و زمین‌ها سیراب گشتند. پس از این واقعه مردم این روز را نوروز نامیدند و هر سال فرا رسیدن آن را جشن گرفته و شادی‌ها کردند و بر روی یکدیگر آب‌ها پاشیدند.

 پیشواز عید

حدود بیست روز مانده به فرا رسیدن نوروز، کم کم بوی بهار و عید در کوچه و بازار و خانه و کاشانه می‌پیچید و جنب و جوش عجیبی سراسر جان مردم را فرا می‌گرفت. مردم همگی آستین همت بالا زده و به غبار روبی خانه و کاشانه مشغول می‌شدند غبار حاصل از گذشت سالی و سیاهی زمستان را از چهره ارسی‌ها، طاقچه‌ها، خورشیدی‌ها و از روی در و دیوار تمامی قسمت‌های خانه، مطبخ خانه، مهتابی‌ها، اطاق‌های سه دری و پنج دری، اطاق‌های زاویه، پستوها، راهروها، هشتی‌ها و خلاصه همه جا، پاک می‌کردند پدر و مادرها به فکر تهیه رخت عید بچه‌ها بودند و بچه‌ها از شوق لباس‌های تازه و گرفتن عیدی بیقرار، بازار نیز رنگ دیگری به خود می‌گرفت و سر و صدای بسیار از سراسر بازار به گوش می‌رسید. از جلمه کاسبانی که از همه بیشتر سرشان شلوغ می‌شد کلاه دوزها، بزازها، رزازها و کفاش‌ها بودند در روزهای نزدیک عید، عده‌ای به منظور کسب و شادکردن مردم، با نام حاجی فیروز در کوچه و خیابان‌ها به راه می‌افتادند این افراد با چهره‌هایی که آن را سیاه کرده بودند و لباس‌های رنگارنگ بر تن و کلاهی به سر و به همراه داریه زنگی که در دست داشتند و نواختن آهنگ‌های خود اشعاری را نیز می‌خواندند که موجبات شادی مردم را فراهم می‌آورد. با انجام این کارها به در دکان‌ها و جلوی مردم رفته و بابت شادکردن آنها پولی دریافت می‌کردند از جمله اشعاری که حاجی فیروزها می‌خواندند این دو سه بیت از محبوبیت بیشتری برخوردار بود. حاجی فیروزه، بله سالی به روز، بله ارباب خودم سلام و علیکم ارباب خودم سرتو بالا کن ارباب خودم اخماتو واکن ارباب خودم بزبز قندی ارباب خودم چرا نمی‌خندی حاجی فیروزه بله سالی یه روزه بله




موضوعات مرتبط: تاریخچه شهرهای ایران ,

آخرین مطالب
   
 
 
 
با کلیک بر روی +1 ما را در گوگل محبوب کنید