تبلیغات
تاریخچه جهان - تاریخ انگلستان
تاریخچه جهان
آیا از تاریخ درس میگیرید؟
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


تاریخچه،زندگینامه،تاریخچه ایران،تاریخچه جهان،بنای تاریخی،تاریخ،مطالب و عکسهای تاریخی،تاریخ و باستان شناسی

مدیر وبلاگ : pourrashidi
نویسندگان
تاریخ انگلستان

تاریخ انگلستان، با عبور نخستین مهاجران از تنگه دوور و ورود آن‌ها به جزایر بریتانیا در هزاران سال پیش آغاز می‌گردد. این نوشتار به تاریخ انگلستان به معنای عامی که واژه انگلستان در منابع فارسی دارد- صرف نظر از معانی خاص انگلستان و بریتانیا در منابع غربی- می‌پردازد.


پیش از رومیان


زمان 
نصب سنگهایاستون هنج، ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، تخمین زده می‌شود.

نخستین ساکنان شناخته شده انگلستان، شکارچیان پارینه سنگی بودند. پس از اتمام آخرین عصر یخبندان، اولین گروههای کشاورز در این جزیره ساکن شدند.

در آخرین هزاره پیش از میلاد، اقوام مهاجمی به نام سلت‌ها از نوردیک به انگلستان حمله کردند و با غلبه بر ساکنان بومی، در این سرزمین سکنی گزیدند. نخستین گروههای سلت، حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد و آخرین آن ها(بلژها) ۷۵ سال پیش از میلاد وارد انگلستان شدند. به نظر می‌رسد نخستین بار در انگلستان، سلت‌ها از آهن در ساخت ابزارآلات بهره گرفته باشند.

عهد رومیان 


نمایی از بقایای دیوار هادریان.

سپاهیان رومی نخستین بار در سال ۵۴ پیش از میلاد به جزیره وارد شدند و فتوحات محدودی انجام دادند. در سال ۴۴ پس از میلاد، به فرمان امپراتور وقت روم، کلاودیوس اول، جنگاوران رومی به طور جدی و گسترده به نواحی جنوبی انگلستان حمله ور شدند و تا سال ۹۰ میلادی استان رومی انگلستان را تاسیس کردند. احتمالا شهر لندن حد فاصل سال‌های ۷۰ تا ۱۰۰ میلادی بنا شده‌است.

رومی‌ها در جنوب جزیره، جاده‌ها، شهرها و امکانات رفاهی و آموزشی بسیاری ایجاد کردند. سلت‌ها با مظاهر تمدنی به مراتب کمتر، در شمال می‌زیستند؛ و برای رومی‌های ساکن جنوب، مشکلات زیادی می‌آفریدند. یکی از اقوام سلتی، پیکتز، به ویژه بیشتر مشکل آفرین بود.

چند صد سال پس از میلاد، یکی از امپراتوران روم به نام هادریان، دیواری در شمال ساخت تا از حملات مکرر سلت‌ها جلوگیری کند



تهاجم آنگلوساکسون‌ها



پاپ گرگوری کبیر، فرمان گسیل مبلّغان مسیحی به سوی آنگلوساکسون‌ها را امضا می‌کند.

در انتهای سده ۴ میلادی، رهبر رومی انگلستان از قبایل آلمانی خواست که در انگلستان مستقر گردند. او با این تصمیم می‌خواست که ژرمن‌ها را متحدانی صمیمی برای بخش رومی انگلستان سازد؛ تا از حملات پیکتزها جلوگیری کند.

اما نتیجه خلاف انتظار بود. سیل اقوام ژرمن از جمله ساکسون‌ها و انگلس‌ها و ژوت‌ها، در آغاز سده ۵ میلادی، رومیان انگلیسی را ناگزیر به ترک جزیره نمود. آغاز قرون وسطا در انگلستان را، همزمان با همین تهاجم‌ها ذکر کرده‌اند.

قبایل آلمانی، پس از بیرون راندن رومیان، سلت‌ها را نیز به سمت غرب به عقب راندند. انگلس‌ها و ساکسون‌ها نام خود را به این خطه دادند. انگل لند یا انگلند. این افراد را انگلوساکسون می‌نامیدند.

پیش از آمدن مسیحیت توسط رومی‌ها، مردم پیرو مذاهب سلتی و ژرمنی-مشتمل بر انواعی از ستایش و پرستش طبیعت- بودند. ۱۵۰ سال پس از آخرین یورشهای ژرمان‌ها، پاپ گرگوری کبیر رهبر کلیسایمسیحی، جرات کرد که میسیونرهای خود را به رهبری اگوستین به سوی انگلوساکسون‌ها بفرستد. شاه کنت از انگلوساکسون‌ها با شاهزاده‌ای مسیحی از فرانک‌ها ازدواج کرد. این ازدواج، شاه کنت را مسیحی کرد و به موجب همکاری کنت با اگوستین، مسیحیت در جزیره گسترش یافت. تا سده هفتم، مسیحیان انگلستان تحت نظارت و کنترل مذهبی کلیسای رم قرار گرفتند.

در این زمان انگلستان از وحدت سیاسی برخوردار نبوده و به چندین کشور متخاصم تقسیم شده بود؛ که از جمله مهمترین آنها می‌توان به نورثامبریا، مرشا، کنت و وسکس اشاره نمود.

سرانجام در سال ۸۲۹ میلادی، کلیه این ممالک، اگبرت، شاه وقت وسکس را به عنوان پادشاه انگلستان برگزیدند. اگبرت نخستین پادشاه از سلسله ساکسونهای غربی بود؛ با این وجود در اسکاتلند و ایرلند حکومت‌های محلی دیگری قدرت داشتند.

در زمان جانشینان اگبرت، انگلستان با هجوم اقوام نورمان مواجه گردید. در سده ۹ میلادی، آلفرد کبیر از وسکس پادشاه انگلیس شد. اووایکینگ‌های دانمارکی را در سال ۸۷۸ میلادی شکست داد، و آنها را وادار کرد تا تقسیم انگلستان را به دو قسمت وسکس و Danelaw به رسمیت بشناسند. آلفرد کبیر مدارس زیادی ساخت، نیروی دریایی بریتانیا را تشکیل داد و لندن را از دست دانمارکی‌ها خارج کرد.

تهاجم نورمان‌ها 


طرحی از نبرد هاستینگز(۱۰۶۶ میلادی) بر پرده نگارین بایه.

در اواسط سده ۱۱ میلادی، نورمان‌ها تحت فرماندهی ویلیام فاتح به انگلستان تاختند و حکومت سلطنتی آن کشور را به دست گرفتند. مهم‌ترین نبرد ویلیام در حمله به انگلستان، نبرد سرنوشت ساز هاستینگز بود. پس از ویلیام فاتح، ویلیام دوم به سلطنت رسید.

امپراتوری نورمان‌ها در دوران پادشاه بعدی، هنری یکم، به اوج قدرت خود رسید. او توانست پادشاه اسکاتلند، شاهزادگان ولزی، دوک بریتانی و کنت‌های فلاندر، بولون و پونتیو را شدیدا تحت سلطه خود قرار دهد.

ویلیام آدلین، تنها پسر و وارث قانونی هنری یکم، در ۱۱۲۰ غرق شد و هنری دخترش ماتیلدارا، به عنوان جانشین تاج و تخت خود در انگلستان و نورماندی معرفی نمود. با این وجود ماتیلدا مورد قبول درباریان بانفوذ پادشاه قرار نگرفت و آنها از سلطنت پسرعمه ماتیلدا،استفان حمایت کردند.

در ۱۱۴۱ استفان از نیروهای ماتیلدا شکست خورد و به اسارت او درآمد. ماتیلدا پس از زندانی کردن استفان، خود را بانوی انگلستان نامید؛ اما موفق به تاج‌گذاری به عنوان ملکه نشد.


سلسله تئودور 

از قدرت یابی هنری هفتم تا خلع ماری اول 


هنری هشتم، ۶ بار ازدواج کرد که ۲ تن از همسرانش را به قتل رساند.

در ۱۴۸۵، هنری تئودور با نام هنری هفتم، با شکست دادن ریچارد سوم خاندان تئودور را به سلطنت رساند. هنری هفتم قدرت سیاسی اشراف را که بر اثر جنگ گلها تضعیف شده بود، درهم شکست.

در بخش مهمی از نیمه اول سده ۱۶ میلادی، هنری هشتم پادشاه انگلستان بود. در زمان سلطنت هنری هشتم خاک ایرلند ضمیمه انگلستان گشت.

وی ۶ بار ازدواج کرد. نخستین همسر او کاترین آراگن، دختر پادشاه اسپانیا بود. هنری از او یک دختر به نام ماریداشت. هنری قصد داشت کاترین را به علت اینکه نتوانسته بود برای او پسری (به عنوان وارث تاج و تخت) به دنیا آورد، طلاق دهد؛ ولی طبق احکام مسیحی آن زمان کلیسای کاتولیک با طلاق موافقت نمی‌کرد. همین اختلاف ساده باعث شد، پاپ کلمنت هفتم هنری را تکفیر کند؛ و در مقابل هنری، کلیسای انگلیکان، کلیسای ملی انگلیسی را تاسیس کرد و از کلیسای کاتولیک تبعیت ننمود. هنری سپس همسر دومش آن بولین را اختیار نمود که بعدها به جرم زنا گردن زده شد.[۸] ثمره این ازدواج دختری به نام الیزابت بود.

پس از هنری هشتم، ماری به سلطنت رسید. او نیز مانند مادر اسپانیاییش، کاتولیکی سرسخت بود و بر خلاف رویه پدر عمل می‌کرد. او سبب احیای کاتولیسیسم در انگلستان شد و انگلیکان‌ها را با قساوتی شدید قلع و قمع نمود. این قساوتها باعث شد که او را ماری خونریز لقب دهند.


از استرداد سلطنت تا انقلاب باشکوه 

کرامول در حالی در ۱۶۵۹ درگذشت که قدرت سیاسی انگلستان در جهان نسبت به زمان پیش از او، رشد چشمگیری یافته بود. با مرگ کرامول، تنها جمهوری تاریخ انگلستان به پایان آمد؛ و حکومت پس از ۲۰ سال با پادشاه شدن چارلز دوم پسر شاه مقتول، مجددا به خاندان استوارت رسید. البته در این فاصله برای مدت ۸ ماه، ریچارد کرامول پسر اولیور کرامول، قدرت را در دست داشت، که با فشارهای وارده مجبور به استعفا و فرار از کشور شد.

چارلز دوم پیش از رسیدن به سلطنت برای مدتی طولانی در اسکاتلند با کرامول می‌جنگید. پس از رسیدن به تاج و تخت نیز هرچند از نظر سیاسی همچون پدرش با خودکامگی و سرکوبگری و خشونت رفتار می‌کرد، فردی هنردوست و هنرپرور بود و نویسندگان بزرگی چون چاوسر،پپیس، میلتون و بانیان در دوران او ظهور کردند. همچنین کمدی در زمان او رونق بسیاری یافت.

در ۱۶۶۶ میلادی آتش‌سوزی مهیبی لندن را در کام خود گرفت. در دوره بازسازی شهر، کریستوفر رن معمار بزرگ، بناهای ارزشمندی چونکلیسای سنت پل را ساخت.

پس از حکومت ۲۵ ساله چارلز دوم، برادرش جیمز دوم به سلطنت رسید. در زمان او انقلاب معروف به انقلاب باشکوه به سال ۱۶۸۹ به وقوع پیوست؛ و با خلع جیمز دوم از سلطنت، دخترش ماری دوم و دامادش ویلیام سوم توامان به سلطنت رسیدند. اعضای پارلمان نیز اصول حکومت مشروطه سلطنتی انگلستان را پایه گذاری کردند و به امضای ویلیام رساندند.

در حالی که جنبش‌های فلسفی جدید در فرانسه و آلمان، رویکرد خردگرایانه را دنبال می‌کردند؛ فلاسفه انگلیسی رویکرد تجربه گرایانه را توسعه دادند. جان لاک از فلاسفه انگلیسی مهم سده هفدهم است.


انگلستان معاصر 


وینستون چرچیل
، در سالهای حساس جنگ جهانی دوم، در منصب نخست وزیری انگلستان حضور یافت.

سربازان انگلیسی در عراق.

در ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول بر اثر مسابقه تسلیحاتی کشورهای اروپایی که ادوارد از مسبّان آن بود، آغاز گشت.بی‌بی‌سی در میانه جنگ تاسیس شد. برتری نیروی دریایی انگلستان در جنگ محسوس بود؛ با وجود این در دیگر صحنه‌های نبرد، دخالت آمریکا به سال ۱۹۱۷ به نفع متّفقین ضروری بود. با پایان جنگ در ۱۹۱۸، به موجب قرارداد ورسای، بسیاری از متصرفات آلمان در آفریقا به تدریج به تصرف انگلستان درآمد.

در ۱۹۱۷، با اعلامیه لرد بالفور، انگلستان از تاسیس دولت یهودی در فلسطین حمایت نمود.

شورش‌هایی که پس از جنگ جهانی اول به وقوع پیوست، موجب استقلال دولت جمهوری ایرلند جنوبی و استقلال محدود مصر گشت. از جمله دیگر اثرات جنگ اول جهانی بر اوضاع سیاسی انگلستان و مستعمراتش، می‌توان به تاسیس اتحادیه کشورهای همسود و اعطای حق حاکمیت ملی و داشتن پارلمان به قلمروهای همسود اشاره نمود.

با آغاز جنگ جهانی دوم، انگلستان در سوم سپتامبر ۱۹۳۹ علیه آلمان نازی اعلان جنگ داد؛ و فعالانه وارد جنگ شد. جنگ جهانی دوم خسارات زیادی به انگلستان تحمیل کرد، درحالی که سرزمین اصلی انگلستان در معرض بمباران‌های بی وقفه نازی‌ها بود؛ ژاپنی‌ها مستعمرات بریتانیا در شبه‌جزیره مالایا، هنگ کنگ و سنگاپور را هدف قرار می‌دادند. انگلستان که از نظر اقتصادی دچار ورشکستگی شدیدی شده بود؛ در این زمان عمدتا سیاست اعطای استقلال و حاکمیت به مستعمرات سابق، بدون درگیری و به صورت مسالمت آمیز را دنبال می‌نمود؛ اما همزمان به تلاش برای حفاظت از مستعمرات تازه‌استقلال‌یافته در برابر کمونیسم می‌پرداخت. در ۱۹۴۷ هند وپاکستان به استقلال رسیدند و به مرور دیگر مستعمرات نیز به آن‌ها پیوستند.

جنگ موجب افول انگلستان، همزمان با قدرت گیری ایالات متحده آمریکا گردید. در این دوره، سازمان‌های اطلاعاتی انگلیس در تجهیز و آموزش آمریکایی‌ها نقش برجسته‌ای برعهده داشتند. دولت محافظه کاروینستون چرچیل در انتخابات شکست خورد و کلمنت اتلی از حزب کارگر به نخست وزیری دست یافت.

از نخست وزیران مهم انگلستان در دوره‌های بعدی می‌توان به کسانی چون آنتونی ایدن (تنفیذ نخست وزیری در ۱۹۵۵)؛ مک میلان (تنفیذ نخست وزیری در ۱۹۵۷)؛ هارولد ویلسون از حزب کارگر (تنفیذ نخست وزیری در ۱۹۷۴،۱۹۶۴)؛ ادوارد هیث (تنفیذ در ۱۹۷۰)؛ جیمز کالاهان از حزب کارگر (تنفیذ در ۱۹۷۶)؛ مارگارت تاچر از حزب محافظه کار (تنفیذ در۱۹۸۷،۱۹۸۳،۱۹۷۹)؛ جان میجر از حزب محافظه کار (تنفیذ در ۱۹۹۲،۱۹۹۰)؛ تونی بلر از حزب کارگر (تنفیذ در ۲۰۰۵،۲۰۰۱،۱۹۹۷)؛ گوردون براون از حزب کارگر (تنفیذ در ۲۰۰۷)؛ و دیوید کامرون از حزب محافظه کار (تنفیذ در ۲۰۱۰) اشاره نمود.

از جمله وقایع سیاسی مهم تاریخ انگلستان در دوره پس از جنگ جهانی دوم، می‌توان به همکاری در بنیانگذاری اتحادیه اروپا (۱۹۷۳)؛ جنگ با آرژانتین بر سر جزایر فالکلند (آوریل ۱۹۸۲)[۱۶]؛ شرکت در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱)؛ واگذاری هنگ کنگ به چین (ژوئن ۱۹۹۷)؛ انعقاد قرارداد صلح و برگزاری همه پرسی در ایرلند شمالی (۱۹۹۸)؛ انتخاب مستقیم شهردار لندن از طریق انتخابات و رای مردم (۲۰۰۰)؛ همکاری با دولت بوش در جنگ با افغانستان (۲۰۰۱)؛ و عراق (۲۰۰۳) و افشای گسترده سواستفاده‌های احزاب کارگر و محافظه کار از خزانه مالی و امکانات دولتی (۲۰۱۰) اشاره نمود.

ریاست تشریفاتی حکومت بریتانیا پس از ادوارد هفتم، به ترتیب به جرج پنجم، ادوارد هشتم، جرج ششم والیزابت دوم رسید.

در این دوره، فلاسفهٔ انگلیسی سهم بسیاری در گسترش مکتب تحصّلی ایفا کردند. از برتراند راسل تحت عنوان بزرگترین فیلسوف انگلیسی قرن بیستم؛ و دومین فیلسوف بزرگ انگلیسی تمام اعصار، یاد می‌گردد.





نوع مطلب : تاریخچه کشورهای اروپایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
شنبه 12 فروردین 1391
شنبه 24 آبان 1393 10:53 ب.ظ
daghighan
دوشنبه 14 مهر 1393 09:20 ق.ظ
با سلام
جالب است که نگارنده کوچکترین اشاره ای به دخالت ها و خیانت ها و جنایات انگلیس ها در ایران ننموده است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس
تبادل ترافیک
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای تاریخچه جهان محفوظ است