تبلیغات
تاریخچه جهان
تاریخچه جهان
آیا از تاریخ درس میگیرید؟
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


تاریخچه،زندگینامه،تاریخچه ایران،تاریخچه جهان،بنای تاریخی،تاریخ،مطالب و عکسهای تاریخی،تاریخ و باستان شناسی

مدیر وبلاگ : pourrashidi
نویسندگان

هندوستان

جمهوری هند یا هندوستان کشوری است در جنوب آسیا. پایتخت آن دهلی نو است، از شمال غربی با پاکستان، از شمال با چین، بوتان، نپال و تبت و از شمال شرقی با برمه و بنگلادش همسایه‌است. جنوب آن نیز به اقیانوس هند محدود می‌شود.

هند بیش از سی و پنج شهر بزرگ با جمعیت بالای یک میلیون نفر دارد. مومبائی (بمبئی)، کلکته، مدرس، بنگلور، حیدرآباد، اگرا، میسور، جی‌پور، گوا، پونا، بوپال، تریفندرام و احمدآباد از شهرهای مهم این کشور پهناور هستند.

نام هند مشتق شده از واژهٔ «ایندوس» در زبان پارسی باستان است که به جای واژه سانسکریت سیندو به‌کار می‌رفته و نام رودخانه‌ سند بوده‌است. همچنین واژه «هندوستان» که به عنوان نام کامل این سرزمین در اغلب کشورها از جمله خود هند رواج دارد واژه‌ای فارسی است به معنی سرزمین هندوها .



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخچه کشورهای آسیایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
چهارشنبه 10 خرداد 1391


عکسها را همراه با توضیح در ادامه مطلب ببینید.................


ادامه مطلب


نوع مطلب : عکسهای تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
دوشنبه 8 خرداد 1391

سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. یک دانشمند مسلمان به نام ابن هیثم در قرن پنجم هجری / یازدم میلادی وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود.

این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید.

این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دیگر مطالب تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
جمعه 5 خرداد 1391


سی ام ژانویه ۲۰۰۸ شصتمین سالروز ترور مهاتما گاندی توسط یک هندوى افراطى است که فکر مى کرد گاندى نسبت به مسلمانان بدلیل تز «وحدت روح» ادیان، بیش از حد تساهل و مدارا به خرج مى دهد.
موهنداس کَرُمًچند گاندی در تاریخ ۲ اکتبر ۱۸۶۹ در پوربندر هند به دنیا آمد. پدرش کارمند دولت و مادرش زنی نجیب و فداکار بود. گاندی به پیروی از خانواده، به آیین هندو- بودایی«جُین Jains» گروید. گاندی تا زمان دانشگاه در هند بود و هنوز سیزده سال بیشتر نداشت که ازدواج کرد. در حالی پا به ۱۹ سالگی گذاشت که با چهار فرزند راهی انگلستان شد و در رشته حقوق ادامه تحصیل داد. در ۲۴ سالگی مدتی بعد از فوت مادرش به آفریقای جنوبی رفت و بعد از سه سال تجربه ی روزنامه نگاری و وکالت، با اندیشه ی مبارزه با ظلم و بی عدالتی به هند بازگشت. او در این دوران مقاله هایی در مورد آنچه استعمار به جهان سوم تحمیل می کند نوشت که باعث شد بارها به زندان برود و خشم استعمارگران اروپایی را برانگیزد.
در سال ۱۹۲۱ رهبری کنگره ملی هند را بدست گرفت. او در این دوران توانست اندیشه ی مبارزه بدون اسلحه خود را به مردمش بیاموزد و اسلحه ی استقلال و خودکفایی در سایه ی حقیقت را به جامعه اش هدیه دهد. یکسال بعد اولین نشانه های اندیشه ی مبارزاتی خویش را که تحریم کالاهای خارجی بود را بروز داد و در برابر همه اتهاماتی که به او وارد بود، سکوت را اختیار کرد و با در پیش گرفتن مقاومت منفی، محکوم به شش سال زندان شد.
هرچند بیماری آپاندیس او باعث آزادی اش در سال ۱۹۲۴ گشت ولی این دوره طولانی در زندان باعث شد تا گاندی آثار اندیشمندان بزرگی همچون بیکن، کارلایل، راسکین، امرسون، تورو و تولستوی را در یک برنامه منظم مطالعه کند. خلقیاتی همچون دوری از زنان و گیاهخواری در همین ایام شخصیت گاندی را به سمت و سویی برد که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
در سال ۱۹۲۵ اولین روزه سیاسی خود را که هفت روز به طول انجامید را در اعتراض به همپیمانانش که نافرمانی می کردند، آغاز کرد. نقطه عطف مبارزات او در سال ۱۹۳۰ روز ۱۲ مارس بود که مردم هند را دعوت به اعتراض برای انحصار نمک توسط بریتانیا کرد. قدرت مردم هند اولین بار در این روز که یک راهپیمایی ۲۰۰ مایلی تا ساحل دریا بود، برای جهانیان به نمایش درآمد. گاندی و تعداد زیادی از معترضین در این روز دستگیر شدند.
در ژانویه ۱۹۳۰ پس از آزادی از زندان راهی انگلستان می شود تا در یک کنفرانس شرکت کند. این سفر باعث ملاقات او با رومن رولان و موسولینی شد. دو سال بعد از آن او با روزه های طلانی مدت که ضعف بدنی او را باعث شدند، کوشید تا نگاه نجس بودن که نسبت به "کاستیها" در هند وجود داشت را از اجتماع کشورش بزداید. چون او معتقد بود که استقلال سیاسی و تغییر روش زندگی مردم بدون تغییر دادن ذهنیات و روحیه و اخلاق آنان ممکن نخواهد شد. او همزمان در اجتماع خویش نیز با افکار منحط و عقب مانده مبارزه میکرد. در لابه لای همین مبارزات اجتماعی او بارها توسط بریتانیاییها دستگیر و زندانی شد.
تا سال ۱۹۴۸ او بارها با انگلیسیها در مورد استقلال هند به مذاکره نشست و بالاخره توانست در ۱۵ اوت ۱۹۴۷ استقلال هند را بدست آورد ولی در همین روزگار بود که اختلافهای درونی برای تقسیم کشور به دو بخش هند و پاکستان آغاز شد. در پی کشته شدن هزاران نفر و آواره گیهای بسیار این تجزیه صورت گرفت و او نتوانست مردمی که دوستش داشتند را با هم آشتی دهد.
سرانجام مهاتما گاندی که او را روح هند می خواندند در سی ام ژانویه ۱۹۴۸ در معبد بیرلا به قتل رسید.
بعضی از آثار گاندی بدین شرح است:
· تجربیات من با راستی
· صد درصد ساخت هند
· وحدت جماعت و فرق
· برنامه خلاقه
· خاطرات دهلی
· کلید بهداشت
· عدم تشدد در صلح و جنگ
· کفّ نفس
· بانوان و ظلم اجتماعی که به ایشان روا می شود




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه سیاستمداران بزرگ تاریخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
چهارشنبه 3 خرداد 1391

کریم خان سیاست داخلی

 کریم خان در آغاز سرباز سپاه نادرشاه افشار بود و پس از مرگ او به ایلش پیوست و کم کم با سود بردن از جو به هم ریخته پس از مرگ نادر نیرویی به هم زد و چندی پستر با دو خان بختیاری به نامهای ابوالفتح خان و علیمردان خان ائتلافی را فراهم ساخت و کسی را که از سوی مادری از خاندان صفوی می‌‌دانستند به نام ابوتراب میرزا را به شاهی برداشتند.در این اتحاد علیمردان خان نای السلطنه بود و ابوالفتح خان حاکم اصفهان و کریم خان نیز سردسته سپاه بود. اما چندی که گذشت علیمردان خان ابوالفتح خان را کشت و بر دیگر همراهش کریم خان هم شورید ولی سرانجام پیروزی با کریم خان بود.چندی هم با محمد حسن خان قاجار دیگر داودار پادشاهی ایران درگیر بود که سرانجام سربازانش محمد حسن خان را در حالی که رو به گریز بود کشتند.او بازمانده افغانهای شورشی را نیز یا تار و مار کرد و یا آرام نمود.سر انجام با لقب وکیل الرعایا به فرمانروایی بخش بزرگی از ایران به جز خراسان که آن را به احترام نادرشاه آن را در دست نوه او شاهرخ میرزا باقی گذاشت.

کریم خان لری بی سواد اما هوشمند و با تدبیر بود و به آرامش و رفاه مردم اهمیت می‌‌داد و به دانشمندان ارج میگذاشت. وی کارخانه‌های چینی سازی و شیشه گری در ایران احداث کرد. صنایع و بازرگانی در دوره وی رونق فراوان یافت.

جنگ خارجی

تنها کشورگشایی دوران فرمانرواییش گشودن شهر بصره و ستاندن این شهر از عثمانیان بود که البته آن هم رویه بازرگانی و اقتصادی داشت. در زمان او بندر بوشهر مرکز تجارت و داد و ستد شد. کریم خان از انگلیسی‌ها دل خوشی نداشت و همیشه میگفت که انگلیسی‌ها می‌‌خواهند ایران را مانند هند کنند بنابراین با دیگر کشورهای اروپایی نظیر فرانسه و هلند به امور بازرگانی می‌‌پرداخت. با این همه انگلیسی‌ها از هر دری که رانده می‌‌شدند از در دیگری می‌‌آمدند. دوران پادشاهی کریم خان آغاز دوران استعمار کشورهای آسیا و افریقا بود و برخی کشورهای اروپایی نظیر انگلستان و فرانسه تلاش بسیاری برای جلب توجه کریم و غارت ثروت‌های ملی ایران به کار بردند و حتی موفق شدند با رشوه کریم خان و اطرافیان او را بفریبند.(منبع: جامعه‌شناسی نخبه کشیاثر علی رضا قلی والا)

سرکوبی شورش ها

در زمان کریم خان چند آشوب کوچک از جمله طغیان میرمهنا دزد دریایی معروف خلیج فارس و شورش حسینقلی خان جهانسوز بود تنها شورش‌های داخلی بشمار می‌رود و لذا دوران پادشاهی کریم خان دوره‌ای از آرامش برای ایران محسوب می‌گردد.

پای تخت کریم خانی

او شهر شیراز را پایتخت خود ساخت و سازه‌های بسیاری از خود در این شهر به یادگار گذاشت که از آن می‌‌توان به حمام وکیل،بازار وکیل و... نام برد. کریم خان پادشاهی سلیم النفس و عادل بود و در باره عدالت او داستان‌ها گفته شده است. هرچند که در مواردی از وی تندخویی و حیله گری نیز دیده شده است اما در کل وی شاهی پاکدل و انسانی درست کار بود که در تاریخ از وی به نیکی یاد می‌شود.

مرگ کریم خان و نسل او

کریم خان در ۱۱۹۳ هجری قمری درگذشت. فرزندان او هفت تن بودند.چهار پسر و سه دختر. پس از مرگش بزرگ‌ترین پسرش ابوالفتح خان به فرمانروایی رسید.

پایه گذار دودمان زند، کریم خان فرزند ایناق خان، ریئس ایل زند بود که در روستای پری از بخشهای ملایر زندگی می کردند و به گویش لری سخن می گفتند، در میان فرزندان ایناق خان، کریم خان، مردی شمشیر زن، دلیر، خردمند و دانا شناخته شده بود و او را «توشمال» به معنی بزرگتر و کدخدا می نامیدند. در دوران صفویه و افشار ایل زند گاه به عثمانیها و زمانی به افغانها می تاختند و دارائی آنها را به یغما می بردند و با این کار بر آن بودند که دشمنان را از ایران برهانند. آنان با ترفند های سیاسی ویژه که آمیخته با ساده دلی و پاکی بود.

همسایگان که چشم به خاک ایران داشتند از کشور رانده و هرگز فرمانبردار آنها نشدند. در این راستا دکتر نوائی می نویسد:

« این طایفه به هیچ قدرتی سر فرود نیاورد، نه خراجگزار افاغنه شد، ، نه خدمتگزار عثمانیان، بلکه با روش جنگ و گریز به اصطلاح آن زمان «قزاقی» دائماً مزاحم اردوی عثمانیها بودند.»1

در زمان نادر شاه، این ایل به خراسان کوچ داده شد و در «دره گز» جایگزین شدند.نادر تنی چند از دلاوران ایل که کریم خان یکی از آنها بود به سپاهیان خود افزود. کریم خان از خود دلیری و دلاوری نشان داد تا آنجا که به سرداری سپاه ابراهیم خان برادر زاده نادر برگزیده شد. پس از کشته شدن نادر، برگ نوینی در تاریخ زندگی ایل زند باز شد و آنها از تبعید گاه خود به دیار کهن «پری» بازگشتند.

کریم خان پس از جنگ و ستیز با رقیبان خود که بیشتر از سران بختیاری بودند، در سال 1179 هجری برابر با 1759 پس از زایش مسیح، وارد شیراز شد، آنجا را پایتخت قرار داد و به شاهی رسید. او تا پایان زندگیش هرگز پانیام شاه و سلطان را نپذیرفت و خود را وکیل الرعایا خواند زیرا به این باور بود که وکیل مردم ایران است.« به راستی عنوان جالبی بود. نه پیش از او کسی از این عنوان پرشکوه استفاده کرده بود نه پس از او. پس پاسخ را در شخصیت و مشرب خود او باید جستجو کرد. این عنوانی بود که او از سر عقل و درایت به آن قناعت ورزیده بود.»2

ساختار فرمانروائی کریم خان پس از ساسانیان و دستیابی عرب به ایران بنیانی ایرانی نژاد داشت. پس از فروپاشی آل بویه آنانکه در خاک ایران حکمرانی کردند، یا ترک و یا مغول بودند. او نخستین ایرانی پس از ترک و مغول بو دکه در سراسر ایران فرمانروائی کرد. خان پاک دل و بی پیرایه زند، امانه بی سیاست و ناتوان در کشور داری، توانست آرامشی را که زمانها مردم ایران آرزومند آن بودند، برایشان ارمغان آورد. مردم توانستند پس از مدتها جنگ و تنگدستی و بیماری که در دوران نادر و جانشینان او ایران را فرا گرفته بود، در آسایش، با نشاط و شادی زندگی کنند. کریم خان 14 سال پایان عمر را چنان پی ریزی کرد که خود و مردم ایران آسوده و شاد بودند.

در ایامش ایران طرب خانه بود

ز عهدش غم غصه بیگانه بود






نوع مطلب : زندگینامه سیاستمداران بزرگ تاریخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
شنبه 30 اردیبهشت 1391

میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر فرزند کربلایی قربان بیگ فراهانی، در سال 1222 ه.ق در هزاوه فراهان از توابع اراک (سلطان آباد پیشین) متولد شد. کربلایی قربان پدر امیرکبیر در دستگاه میرزا عیسی (میرزا بزرگ) پدر میرزا ابوالقاسم قائم‌‌ مقام، سمت آشپزی داشت. مادر امیرکبیر فاطمه سلطان دختر استاد شاه محمد بنا از اهالی فراهان بود. میرزا محمدتقی‌خان به خاطر هوش و استعداد کم‌نظیرش از همان دوران نوجوانی مورد توجه میرزا بزرگ و سپس قائم مقام فراهانی قرار گرفت و به‌ترتیب به سمت منشی‌گری آن دو دست یافت و به‌سرعت مورد توجه قائم مقام و عباس میرزا نایب‌السلطنه قرار گرفت. اولین تجربه سیاسی میرزا محمدتقی‌خان همراهی خسرو میرزا فرزند نایب‌السلطنه و هیات همراه او در سفرش به روسیه تزاری بود. این سفر به ‌دنبال قتل گریبایدوف، وزیر مختار روسیه در تهران و در شوال 1244 و به‌منظور عذرخواهی از واقعه قتل گریبایدوف صورت گرفت.




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه سیاستمداران بزرگ تاریخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391

دوچرخه وسیله است مکانیکى که با استفاده از قدرت حرکتى پاها به هر شکلى قادر به حرکت است . این وسیله در ابتدایى ترین شکل در 2300 سال قبل از میلاد مسیح در کشورهایى همچون چین ، مصر و هند دیده و بر روى دیواره غارها نیز اشکالى از آن موجود است .

      لفظ دوچرخه از کلمه یونانى به نام KYKLOS گرفته شده و بعدها این ریشه یونانى در زبان لاتین به کلمه BICYCLE تبدیل گردید ، کلمه پیشوند BI  به مفهوم عدد دو و کلمه پسوند CYCLE  به معنى دایره و به عباراتى طوقه است . به هر صورت اولین دوچرخه شناخته شده رسمى در تاریخ این وسیله ((سله ریفر)) نام دارد که از دو طوقه چوبى تشکیل شده و با استفاده از پاها در حالتى شبیه به راه رفتن این وسیله را به طرف جلو و عقب هدایت مى کرده اند . رسما در سال 1690 (سیوارک) فرانسوى لقب اسب چوبى به این وسیله بدون چرخ را داد و تا سال 1790 وسیله مذکور چوبى را به اشکال مختلفى همچون مار ، اسب ، و ... مى ساختند که وسیله اى بود مورد توجه کودکان و به عنوان ابزارى براى بازى مورد استفاده آنان قرار مى گرفت . اسبهاى چوبى در فرانسه تکامل بیشترى یافتند ، به نحوى که با پا به زمین زدن و حالت مشابه راه رفتن سرعت حرکتى این وسیله در سطوح افقى و سراشیبى تا 5 کیلومتر در ساعت ثبت (سله ریفر) شده است . این تکه چوب افقى در اشکال نختلف در آن زمان مورد توجه اهالى پاریس واقع نگردید و استقبال شایسته اى از این وسیله براى براى سنین بزرگسال در فرانسه ذکر نشده است .



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخچه های مرتبط با ورزش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
نادرقلی ملقب به تهماسب‌قلی خان و نادر شاه از ایل افشار خراسان از ۱۱۱۴خورشیدی تا ۱۱۲۶ پادشاه ایران و بنیانگذار دودمان افشاریه است. او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است که سرکوب افغانها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از کشور و تجدید استقلال ایران و نیز فتح هندوستان و ترکستان و جنگهای پیرزومندانه او سبب شهرت بسیارش گشت. به او در اروپا لقب «آخرین جهانگشای شرق» و «ناپلئون ایران» نیز داده‌اند.شعر معروف نادر که در زمان تاجگذاری دستور ضرب آن بر سکه هارا داد به شرح زیر است. سکه برزر کرد نام سلطنت را در جهان نادر ایران زمین و خسروگیتی ستان

ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه سیاستمداران بزرگ تاریخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391

پیش از فرانک‌ها

سرزمین گُل از نظر رومیان منطقه وسیعی بود؛ که علاوه بر فرانسه امروزی، بلژیک، سوئیس و ساحل غربی رود راین را در بر می گرفت. گُل‌ها از تبار سلتی بودند. رومی‌ها در سال ۱۲۵ پیش از میلاد مسیح، وارد سرزمین گُل‌ شده و به مرور آن را تصرف کردند.در سال ۴۸۶ پس از میلاد، کلوویس رهبر فرانک‌ها با شکست فرماندار رومی گل، کنترل اوضاع آن سرزمین را در دست گرفت. بین سده‌های پنجم تا نهم میلادی، سلسله‌های سلطنتی مروونژیان وکارولنژیان بر سرزمین گل حکومت کردند.

سده‌های میانه

در سده نهم میلادی با تضعیف حکومت مرکزی، وضعیت ملوک الطوایفی بر فرانسه حاکم شد. قدرت گیری مجدد پادشاهان در سده دهم صورت گرفت و رونق اقتصادی و پیشرفت علمی و فرهنگی از سده سیزدهم به بعد ایجاد شد.

طی سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۴۵۳، جنگ‌های معروف به جنگ‌های صدساله بین انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها روی داد. زمینه اصلی جنگ، اختلاف بر سر مالکیت سواحل دریای مانش بود که از سده یازدهم بروز کرده بود؛ اما جرقه شروع رسمی نبرد، ادعای ادوارد سوم پادشاه وقت انگلستان، مبنی بر تملک بر فرانسه بود.

در جنگ دریایی سال ۱۳۴۰، فرانسه به سختی شکست خورد. در سال ۱۳۴۶، بار دیگر فرانسویان در ناحیه کرسی شکست خوردند و سال بعد بندر کاله به دست انگلستان افتاد. در جنگی که طی سال ۱۳۵۶، در ناحیه پواتیه رخ داد، ژان دوم پادشاه فرانسه، مغلوب و اسیر شد.

دوره اول جنگها، در حالی در سال ۱۳۶۰ پایان یافت که فرانسوی‌ها شکست خورده، و به موجب پیمان بریتانی، مناطق زیادی از فرانسه در اختیار انگلیسی‌ها قرار گرفته بود. پیمان مذکور، ناحیه کاله و نواحی غربی و جنوب غربی فرانسه را به انگلستان واگذارد.

در دوره دوم فرانسوی‌ها با فداکاری‌های ژاندارک و کمک‌های دوک بورگونی پیروز شدند؛ و بیش تر سرزمین هایی را که در دوره اول از دست داده بودند، بازپس گرفتند. جنگ‌های صد ساله همچنین باعث رشد هویت ملی و تقویت حس وطن پرستی انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها گشتند.

جنگ‌های طولانی مدت با اسپانیا و ایتالیا، شیوع طاعون و کشمکش‌های کاتولیک ها و پروتستان ها نیز مزید بر علت شده، دشواریهای فراوانی را در سده‌های چهاردهم و پانزدهم برای فرانسوی‌ها رقم زدند.

لویی چهاردهم با لقب پادشاه آفتاب، در ۱۶۶۱ به پادشاهی رسید و تا ۱۷۱۵ با خودکامگی تمام حکومت نمود. پس از او لویی پانزدهم به سلطنت رسید. او فرانسه را درگیر جنگ‌های جانشینی اتریش (۱۷۴۰ تا ۱۷۴۸) کرد و موجب تهی شدن خزانه کشور شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخچه کشورهای اروپایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
شنبه 16 اردیبهشت 1391

● کودکی‌ زال‌
«نریمان‌» از بزرگترین‌ پهلوانان‌ ایران‌ در زمانی‌ بسیار دور بوده‌ است‌. فرزند او «سام‌»، پدر زال‌ می‌باشد که‌ سالها آرزوی‌ داشتن‌ فرزندی‌ را داشت‌ تا این‌که‌ خداوند به‌ او پسری‌ عطا کرد که‌ موها، ابروان‌ و مژه‌هایی‌ سفید داشت‌. در آن‌ زمان‌ این‌ اتفاق‌، مسئله‌ عجیبی‌ محسوب‌ می‌شد و به‌ اعتقاد قدما، برای‌ تاج‌ و تخت‌ تیره‌ بختی‌ و شومی‌ به‌ همراه‌ می‌آورد.
پس‌ سام‌ با دلی‌ خونین‌ و اندوهی‌ فراوان‌ دستور می‌دهد کودک‌ را به‌ دامنه‌ کوه‌ البرز ببرند و در جایی‌ که‌ دور از گروه‌ مردمان‌ است‌، برتخته‌ سنگی‌ بگذارند تا فراموش‌ شود که‌ او پهلوان‌زاده‌ و فرزند سام‌ است‌.
این‌ کار انجام‌ شد و کودک‌ زیر آفتاب‌ سوزان‌ از تشنگی‌ و گرسنگی‌ سرانگشتان‌ خود را می‌مکید و می‌گریست‌ و کسی‌ نبود به‌ او کمک‌ کند.

 ادامه در ادامه ی مطلب

● فرود سیمرغ‌
جایی‌که‌ زال ‌را در آنجا قرار داده‌ بودند، نزدیک‌ آشیانه‌ سیمرغ‌ بود. وقتی‌ بچه‌های‌ سیمرغ‌ گرسنه‌ شدند، سیمرغ‌ به‌دنبال‌ شکار از آشیانه‌ بیرون‌ رفت‌ و زال‌ را دید و او را برای‌ خوراک‌ بچه‌ها به‌ لانه‌اش‌ برد، اما سیمرغ‌ و بچه‌هایش‌ وقتی‌ کودک‌ گریان‌ را دیدند، به‌ لطف‌ خداوند مهر کودک‌ در دلشان‌ افتاد و او را نخوردند. سیمرغ‌ هر بار که‌ به‌ شکار می‌رفت‌، نازک‌ترین‌ بخش‌ شکار را می‌کند و در دهان‌ کودک‌ می‌گذاشت‌ تا او بمکد و زنده‌ بماند. سالیانی‌ دراز از این‌ ماجرا گذاشت‌، تا این‌ که‌ کاروانی‌ از کنار آن‌ کوه‌ می‌گذشت‌ و چون‌ زال‌ را، که‌ بزرگ‌ و زیبا شده‌ بود، با پیکری‌ پهلوانی‌ و بدنی‌ سفید دیدند، داستانش‌ را برای‌ همه‌ تعریف‌ کردند و به‌ این‌ ترتیب‌ سام‌ حدس‌ زد که‌ نکند این‌ پهلوان‌، همان‌ زال‌ خودش‌ باشد.

● پیدا کردن‌ زال‌
همه‌ اطرافیان‌ سام‌، او را به‌خاطر بی‌مهری‌ ای‌ که‌ در مورد فرزندش‌ روا داشته‌ بود، سرزنش‌ کردند و به‌ او گفتند باید از خداوند طلب‌ بخشش‌ کند تا خداوند فرزندش‌ را به‌ او بازگرداند.
از طرفی‌ سیمرغ‌ به‌ زال‌ گفت‌ که‌: «فرزندم‌ تو از خون‌ دل‌ من‌ تغذیه‌ کردی‌ و مهر تو در دل‌ من‌ تا ابد خواهد بود، اما بدان‌ که‌ پدرت‌ تمامی‌ سختی‌ ها را تحمل‌ کرده‌ و به‌ این‌ جا آمده‌ تا تو را با خود ببرد». زال‌ در جواب‌ گفت‌: «لانه‌ تو، تخت‌ پادشاهی‌ من‌ است‌ و سایه‌ بالهایت‌، تاج‌ درخشنده‌ من‌، نیازی‌ به‌ تاج‌ و تخت‌ پدرم‌ ندارم‌».
سیمرغ‌ گفت‌: «اگر تخت‌ و تاج‌ پادشاهی‌ را به‌ چشم‌ خود ببینی‌، شاید از این‌ آشیانه‌ دل‌ بکنی‌، پس‌ برای‌ یک‌ بار آن‌ را آزمایش‌ کن‌ و برای‌ اطمینان‌، یک‌ پر از من‌ بردار تا همواره‌ در سایه‌ شکوه‌ و فرمن‌ باشی‌ که‌ تو را در زیر همین‌ پر و بال‌ با فرزندان‌ خود پرورش‌ داده‌ام‌. هرگاه‌ کمترین‌ سختی‌ به‌ تو رسید، آن‌ را آتش‌بزن‌ تا من‌ حاضر شوم‌ و به‌ تو کمک‌ کنم‌…»
و به‌ این‌ ترتیب‌ پس‌ از مدتی‌ زال‌ پادشاه‌ شد.

● تولد رستم‌
زال‌ با رودابه‌ ازدواج‌ می‌کند و حاصل‌ این‌ ازدواج‌، رستم‌ پهلوان‌ است‌ و اما در چگونگی‌ تولد رستم‌، آنچه‌ که‌ در شاهنامه‌ آمده‌، این‌ است‌ که‌ رودابه‌، دوران‌ بارداری‌ سختی‌ را می‌گذراند; زیرا نوزاد در شکم‌ او بسیار بزرگ‌ و سنگین‌ بود. تا آنکه‌ هنگام‌ زایمان‌ فرا رسید و از درد بی‌هوش‌ شد. چون‌ بچه‌ خیلی‌ بزرگ‌ بود، نمی‌توانستند او را به‌ شکل‌ طبیعی‌ به‌ دنیا بیاورند و در این‌ حال‌ زال‌ به‌ یاد پر سیمرغ‌ افتاد و آن‌ را آتش‌ زد. سیمرغ‌ خود را بلافاصله‌ رساند و گفت‌: «چرا زال‌ پهلوان‌ گریان‌ است‌» و او گفت‌ که‌ رودابه‌ نمی‌تواند فرزندش‌ را به‌دنیا بیاورد. سیمرغ‌ گفت‌: «بچه‌ را باید از شکم‌ او خارج‌ کرد، اما غم‌ به‌ دل‌ راه‌ مده‌ که‌ چاره‌ این‌ کار را اندیشیده‌ام‌. باید موبدی‌ (پزشکی‌) بینادل‌ و کارآمد را با خنجری‌ آبگون‌ بیاوری‌ و رودابه‌ را با می‌ مست‌ کنی‌ تا درد را احساس‌ نکند و داروی‌ بی‌هوشانه‌ نیز به‌ او بدهی‌ که‌ در بی‌هوشی‌، این‌ کار انجام‌ شود. سپس‌ موبد با خنجر شکم‌ رودابه‌ را بشکافد و بچه‌ را بیرون‌ بیاورد و آنگاه‌ جای‌ زخم‌ را دوخته‌ و آمیخته‌ای‌ از گیاه‌ و شیر و مشک‌ را بر آن‌ زخم‌ قرار دهد و ببندد». سیمرغ‌ این‌ را گفت‌ و رفت‌. موبد آن‌چه‌ را که‌ سیمرغ‌ گفته‌ بود، انجام‌ داد و رودابه‌ یک‌ شبانه‌روز از می‌ و داروی‌ بی‌هوشی‌، بی‌هوش‌ بود.

● اولین‌ عمل‌ سزارین‌
اروپاییان‌ براین‌ باورند که‌ عمل‌ سزارین‌ اولین‌ بار، روی‌ مادر «ژولین‌ سزار» یا به‌ دستور ژولین‌ سزار انجام‌ شده‌، اما در شاهنامه‌ کاملا به‌ اثبات‌ رسیده‌ که‌ اولین‌ عمل‌ سزارین‌ یا «رستم‌ زاد» در دنیا بر روی‌ رودابه‌، مادر رستم‌ انجام‌ شده‌ است‌.

● نام‌گذاری‌ رستم‌
رودابه‌ وقتی‌ بعد از یک‌ شبانه‌ روز بی‌هوشی‌ به‌هوش‌ می‌آید و رستم‌ را می‌بیند، می‌گوید:

بگفتا برستم‌ غم‌ آمد به‌ سر
نهادند رستمش‌ نام‌ پسر

رودابه‌ از شادی‌ فریاد زد: «برستم‌» یعنی‌ آسوده‌ شدم‌ و از این‌ روی‌ کودک‌ را «رستم‌» نامیدند و به‌ این‌ ترتیب‌ ۲ هزار و ۶۹۰ سال‌ پیش‌، رستم‌ در سیستان‌، از سرزمین‌ آریا (ایران‌ خاوری‌) در خانواده‌ای‌ نظامی‌ به‌ دنیا آمد.
ده‌ دایه‌ به‌ رستم‌ شیر می‌داند و بعد از آن‌ که‌ او از شیر گرفته‌ شد و خوراک‌ خوردن‌ را آغاز کرد، به‌اندازه‌ ۵ مرد می‌خورد و همه‌ از رشد او در تعجب‌ بودند، و به‌ این‌ ترتیب‌ رستم‌ پهلوان‌، روزگار می‌گذراند.

● سهراب‌
رستم‌ خیلی‌ اتفاقی‌ با تهمینه‌، دختر پادشاه‌ سمنگان‌، در یک‌ نیمه‌ شب‌ که‌ میهمان‌ پادشاه‌ بود، آشنا می‌شود. دختر که‌ دل‌ در گرو عشق‌ رستم‌ پهلوان‌ نهاده‌ بود، به‌ او پیشنهاد ازدواج‌ و زناشویی‌ می‌دهد و رستم‌ که‌ در زیبایی‌ تهمینه‌ متحیر مانده‌ بود، پیشنهاد او را می‌پذیرد. ثمره‌ این‌ عشق‌ پسری‌ می‌شود به‌ نام‌ سهراب‌. رستم‌ به‌ دلیل‌ جنگجو بودنش‌ نمی‌توانست‌ دائم‌ پیش‌ همسرش‌ باشد و قبل‌ از به‌دنیا آمدن‌ سهراب‌، همسرش‌ را ترک‌ می‌کند و هنگام‌ خداحافظی‌ به‌ او می‌گوید: «مهره‌ای‌ را که‌ بر بازو دارم‌، به‌ تو می‌دهم‌. این‌ مهره‌ را نگه‌دار. اگر خداوند به‌ تو دختری‌ داد، آن‌ را بر گیسوان‌ او ببند و اگر پسری‌ داد، نشان‌ پدر را بربازوی‌ او ببند. اگر فرزند تو پسر باشد، بلند بالا و پیکرش‌ مانند سام‌ نریمان‌ خواهد بود و اندیشه‌اش‌ مانند بزرگان‌ ایران‌.

● پس‌ از تولد سهراب‌
وقتی‌ سهراب‌ به‌دنیا آمد، بسیار زیبا و مانند رستم‌ درشت‌ و بزرگ‌ بود و چهره‌ای‌ شاداب‌ داشت‌ و تهمینه‌ نام‌ او را سهراب‌ گذاشت‌. سهراب‌ در یک‌ ماهگی‌ مانند یک‌ کودک‌ یک‌ ساله‌ بود و شانه‌ها و سینه‌اش‌، چون‌ رستم‌ پهلوان‌. او وقتی‌ سه‌ ساله‌ شد قصد رفتن‌ به‌ میدان‌ جنگ‌ را کرد و در پنج‌ سالگی‌ دل‌ شیر مردان‌ را داشت‌ و وقتی‌ به‌ ده‌ سالگی‌ رسید، در سمنگان‌ کسی‌ نبود که‌ بتواند با او نبرد کند. تنش‌ چون‌ تن‌ پیل‌ بود و دو بازوی‌ بزرگش‌ چون‌ دو ستون‌ استوار.
بچه‌های‌ کوچک‌ در ده‌ سالگی‌ بازی‌ می‌کردند، اما سهراب‌ به‌ شکار شیران‌ می‌رفت‌ و در میدان‌ به‌ دنبال‌ اسبان‌ بادپای‌ می‌دوید و دم‌ آنان‌ را با دست‌ می‌گرفت‌ و آنها را نگه‌ می‌داشت‌. او کم‌کم‌ فهمید که‌ هر فرزندی‌ به‌ جز مادر باید پدری‌ نیز داشته‌ باشد که‌ او ندارد، از این‌ رو روزی‌ با عصبانیت‌ به‌ مادرش‌ گفت‌: «این‌ چهره‌ و نژادی‌ که‌ من‌ دارم‌ و از همسالان‌ خود برتر هستم‌، از کیست‌ و پدر من‌ کیست‌»؟
و مادر به‌ او گفت‌: «شاد باش‌ که‌ تو پسر رستم‌ پهلوانی‌ و نژادت‌ به‌ زال‌ و سام‌ و نریمان‌ می‌رسد».
و به‌ این‌ ترتیب‌ سهراب‌ به‌دنبال‌ پدر می‌رود تا او را پیدا کند، اما دریغا که‌ بدترین‌ لحظات‌، یعنی‌ هنگام‌ مرگش‌ رستم‌ را می‌یابد و می‌شناسد.
و این‌ هم‌ پایان‌ غم‌ انگیزی‌ بود برای‌ کودکی‌ که‌ به‌ سرعت‌ به‌ صف‌ جنگجویان‌ پیوست‌ و کودکی‌ نادیده‌، از جهان‌ رخت‌ بربست‌.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخچه ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
pourrashidi
جمعه 15 اردیبهشت 1391


( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس
تبادل ترافیک
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای تاریخچه جهان محفوظ است